أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
23
قانون ( فارسى )
حقيقت سرد است زيرا گرم در اكثر احوال تأثيرش در سرد قوىتر و كارىتر و نفوذكنندهتر است . اگر با سرد مزاجى طبيعى چنان گرمايى بياميزد كه سردى مقابل را تحتالشعاع قرار دهد بايستى مزهيى را هم با خود بياورد كه مزهء آن را كساد كند زيرا گرما در جميع حالات از سرما نفوذكنندهتر و قوىتر و چيرهتر است به اين جهت بهتر آن است كه مزهها و بوها جمع و ردهبندى شوند و در دستورى گرد آيند مثلا غالب اوقات تلخ مزهء زبانسوزى را مىيابى كه چيرگى مزاجش سرد است ليكن هيچگاه ترش مزهاى يا گس مزهاى را نمىيابى كه در مزاجش چيرگى داشته باشد اين نظريه نيز كلى نيست بلكه صدق آن در اكثر موارد و گاه بيش از اكثر است . بعد از آنكه اين قانون را شناختى بگذار آنچه را كه اطباء درباره مزهها و بوها و رنگها گفتهاند براى تو بازگو نمايم : اقسام مزه اطباء مزههاى بسيط را نه قسم دانستهاند . ليكن در حقيقت هشت مزه موجود است و نهمى همان بىمزگى است . مثلا اگر آب را يكى از مواد مزهدار به حساب آوريم آيا بجز بىمزگى ، مزهء ديگرى دارد . ليكن منظور اطباء از واژهء « مزه » آن چيزى است كه حس ذائقه آن را درك مىنمايد بدون اينكه از آن چيز تأثيرپذير باشد . بىمزه نيز در اين توصيف وارد است . بىمزه هم در واقع دو نوع است : 1 - يا اصلا بدون مزه است ، مانند آب . 2 - يا اينكه مزه دارد ولى حس آن را درك نمىكند . مثلا چيزى در خود مزهاى دارد ليكن آنقدر غليظ و متراكم است كه چيزى از آن تحليل نمىشود . كه با زبان درآميزد و زبان آن را حس نمايد . ولى اگر به وسايلى اجزاى آن را حل كنيم و آن را لطيف گردانيم ، زبان طعم آن را درك مىكند مانند مس و آهن . زبان از مس و آهن چيزى نمىفهمد زيرا از جسم آنها چيزى حل نمىشود كه به وسيلهء رطوبت بر زبان انتشار يابد و زبان مزهاش را دريابد . اما اگر به وسيلهاى اجزاى كوچك آنها را به صورت محلول درآوريم و لطيف سازيم و بر زبان گذاريم مزه مىدهند و مزهشان قوى است . چيزهاى زياد ديگرى هست كه به آهن و مس شبيهاند . حال اگر بىمزگى را هم از جمله مزهها به شمار آوريم هشت مزهاى كه بعد از آن مىآيند از اين قرارند : شيرين ، تلخ ، تند ، شور ، ترش ، گس ، قابض ، چرب . اطباء براى گوهرى كه مزه را در بر دارد تقسيماتى قائلند و گويند : آن گوهر يا متراكم و خاكى است ، يا لطيف است يا معتدل و قوهء آن يا گرم يا سرد يا حد وسط بين گرم و سرد است . اگر متراكم و خاكى گرم باشد مزه آن تلخ است . اگر متراكم و خاكى سرد باشد مزه آن گس است . اگر متراكم و خاكى معتدل باشد مزه آن شيرين است . چنانچه گوهر جسم دربردارندهء مزه ، لطيف باشد در حالت گرمى تندمزه در حالت سردى ترش و در حالت اعتدال چرب است . اگر گوهر دربردارندهء مزه معتدل باشد يعنى حد واسط بين تراكم و لطافت باشد در حالت گرمى شور ، در حالت سردى گيرنده ( قابض ) و در حالت اعتدال گويند بىمزه است و راجع به بىمزه سخنى هست .